فصل ۱۰ از ۱۹
عددها، زبان ساده و فاصلهٔ شغلی
۳ دقیقه مطالعهبهروزشده در ۲۴ مهر ۱۴۰۵
عددهای بیاغراق، ادعاهای درست، همپوشانی شغلها و سوابق قدیمی.
سوابق کاری: عدد، زبان ساده و ادعای درست
عدد رزومه را باورپذیر میکند، به شرط اینکه واقعی باشد و بتوانید در مصاحبه بگویید از کجا آمده است. رزومهای که در هر خط یک درصد عجیب دارد، بهجای اعتماد شک برمیانگیزد. برای هر شغل یکی دو عدد محکم کافی است. اگر اثر کارتان اندازهگیری نشده، عدد نسازید و تخمین نزنید. اثر را دقیق و توصیفی بنویسید.
زبان ساده از زبان پرطمطراق بهتر است. جملههای سنگین، اصطلاحات مُد روز و مترادفهای پشت سر هم معنا را پنهان میکنند.
ادعا هم باید از نظر فنی درست باشد، یعنی کاری که نوشتهاید واقعاً بتواند به نتیجهای که نوشتهاید برسد. اغراق نکنید و بیش از اندازه هم شکستهنفسی نکنید. کار تیمی را تیمی بنویسید و سهم خودتان را روشن کنید.
برای هر یک از خطاهای رایج زیر، یک نمونهٔ ضعیف و یک نمونهٔ بهتر آمده است:
- عدد بیپشتوانه. نمونهٔ ضعیف: «افزایش ۳۰۰ درصدی بهرهوری تیم» / نمونهٔ بهتر: «خودکارسازی ثبت سفارش با فرم آنلاین و حذف ورود دستی داده برای تیم ۵ نفرهٔ فروش»
- عدد بدون زمینه. نمونهٔ ضعیف: «افزایش ۲۰۰ درصدی سرعت سیستم» / نمونهٔ بهتر: «افزودن لایهٔ کش به کوئریهای پرتکرار و کاهش ۵۰ درصدی زمان بارگذاری گزارشها، تأییدشده با اندازهگیری پیش و پس از انتشار»
- زبان پیچیده. نمونهٔ ضعیف: «اجرای مجموعهای از اقدامات در راستای بهینهسازی پارادایمهای چندگانهٔ نرمافزاری» / نمونهٔ بهتر: «بهبود سرعت بارگذاری صفحههای اصلی سایت»
- اصطلاحات مُد روز. نمونهٔ ضعیف: «بهرهگیری از رویکردهای چابک در تیمهای بینوظیفهای برای ایدهپردازی راهکارهای مقیاسپذیر» / نمونهٔ بهتر: «اجرای اسپرینتهای دوهفتهای اسکرام و بهبود هماهنگی تیم طراحی و توسعه»
- ادعای فنی نادرست. نمونهٔ ضعیف: «بهبود سرعت نرمافزار با رعایت اصول کد تمیز» / نمونهٔ بهتر: «بازنویسی کد قدیمی برای خوانایی و نگهداری آسانتر»
- ادعای نادرست غیرفنی. نمونهٔ ضعیف: «کاهش هزینهٔ برق کارخانه با تهیهٔ گزارش انرژی» / نمونهٔ بهتر: «شناسایی سه نقطهٔ پرمصرف خط تولید از روی گزارش ماهانهٔ انرژی و پیشنهاد جابهجایی شیفتها که هزینهٔ برق را کاهش داد»
- اغراق. نمونهٔ ضعیف: «دو برابر کردن فروش شرکت بهتنهایی» / نمونهٔ بهتر: «طراحی کمپین نوروزی همراه با تیم ۴ نفرهٔ فروش و افزایش فروش آن فصل نسبت به سال قبل»
- ابهام. نمونهٔ ضعیف: «مدیریت یک پروژه تا پایان» / نمونهٔ بهتر: «مدیریت پروژهٔ استقرار نرمافزار انبارداری در ۳ شعبه و تحویل بهموقع»
- دستاورد نامرتبط. دستاورد فروش در رزومهٔ برنامهنویس یا افتخار ورزشی در رزومهٔ حسابدار را فقط وقتی بیاورید که نتیجهای قابلانتقال به شغل جدید نشان دهد.
فاصلهٔ شغلی، تاریخهای همپوشان و سابقهٔ قدیمی
معمولاً ده تا پانزده سال اخیر کافی است. شغلهای قدیمیتر یا نامرتبط را با یک بولت یا بیبولت بیاورید، یا کنار بگذارید. برای موقعیتهای ارشد میتوانید عقبتر بروید، اما آنجا هم ارتباط با شغل مهمتر از کامل بودن فهرست است.
فاصلهٔ شغلی چیز عجیبی نیست و فاصلههای چندماهه توضیح نمیخواهند. اگر در فاصلهای طولانیتر کار معناداری کردهاید، مثل تحصیل، دوره، کار پروژهای، مراقبت از خانواده یا خدمت سربازی، کوتاه بیاوریدش و برای مصاحبه جوابی صادقانه آماده کنید. هرگز برای پنهان کردن فاصله تاریخها را کش ندهید، چون یک تلفن به کارفرمای قبلی یا نگاهی به سوابق بیمه کافی است تا درستیشان معلوم شود.
تاریخ شغلها نباید همپوشانی داشته باشد و تنها استثنای طبیعی، کار همزمان با تحصیل است. کار پروژهای کوتاه کنار شغل اصلی را در بخش پروژهها بیاورید.
چند نکتهٔ دیگر هم به کارتان میآید:
- بازهها را با ماه و سال بنویسید. «۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰» میتواند یک سال باشد یا سه سال.
- ماه دقیق را از قرارداد یا سوابق بیمه پیدا کنید و ماه حدسی ننویسید.
- سابقهٔ قدیمی مرتبط را در یک خط خلاصه کنید، مثل «سوابق پیشین: کارشناس کنترل کیفیت در دو شرکت تولیدی، ۱۳۸۸/۰۶ تا ۱۳۹۲/۰۹».
- خدمت سربازی اگر در نقشی مرتبط با تخصص شما گذشته، مثلاً در واحد فناوری اطلاعات، در رزومهٔ فارسی میتواند مثل یک سابقهٔ کاری کوتاه بیاید.