فصل ۹ از ۱۹
سوابق کاری و فرمول نوشتن بولت
۴ دقیقه مطالعهبهروزشده در ۲۴ مهر ۱۴۰۵
هر شغل را چطور بنویسید و هر بولت را چطور از شرح وظیفه به دستاورد برسانید.
سوابق کاری
سوابق کاری قلب رزومه است: جایی که نشان میدهید چه کردهاید، چطور پیشرفت کردهاید و چه نتیجهای گرفتهاید. بیشترِ وقت نوشتن را صرف همین بخش کنید.
سرتیتر هر شغل ترتیب ثابتی دارد: عنوان شغلی، نام شرکت، شهر و بازهٔ زمانی. عنوان اول میآید، چون برای کارفرمای جدید سِمت شما مهمتر از نام محل کارتان است.
نمونهٔ ضعیف: «شرکت نمونهپخش، ۱۴۰۰ تا الان، فروش»
نمونهٔ بهتر: «کارشناس فروش سازمانی | شرکت نمونهپخش، تهران | ۱۴۰۰/۰۷ تا تاکنون»
نمونهٔ بهتر در رزومهٔ انگلیسی: «Corporate Sales Specialist | Nemouneh Pakhsh (food distribution company), Tehran, Iran | 10/2021 – Present»
ترتیب شغلها، تعداد بولتها و نوشتن سابقههای خاص مثل ارتقا و کار آزاد از این قاعدهها پیروی میکند:
- شغل فعلی یا آخرین شغل را اول بیاورید و بقیه را به ترتیب زمانی معکوس بچینید.
- برای شغلهای جدید و مرتبط ۲ تا ۶ بولت و برای شغلهای قدیمیتر ۱ تا ۳ بولت بنویسید. بیش از ۶ بولت را ادغام کنید و مهمترین بولت را اول بگذارید.
- سابقهٔ بدون حقوق هم اگر مرتبط باشد سابقه است: کارآموزی، کار آزاد، فعالیت داوطلبانه و پروژههای متنباز.
- اگر در یک شرکت ارتقا گرفتهاید، هر دو عنوان را با تاریخ خودشان زیر نام همان شرکت بنویسید. ارتقا خودش دستاورد است.
- برای کار آزاد عنوانی روشن بگذارید، مثل «طراح رابط کاربری (پروژهای)»، و فقط مهمترین پروژهها را بیاورید، نه همهٔ سفارشها را.
- ارتباط با شغل هدف از کامل بودن فهرست مهمتر است. شغلی که به هدف شما ربطی ندارد، میتواند کوتاه شود یا اصلاً نیاید.
فرمول نوشتن هر بولت
هر بولت سه جزء دارد: چه کردهاید (با اسم مصدر یا فعل قوی)، چطور (ابزار، روش یا مقیاس کار) و چرا، یعنی چه چیزی به خاطر شما بهتر شد.
هر بولت را با آزمون «چطور و چرا» بسنجید: بخوانیدش و بپرسید «چطور؟» و «چرا؟». اگر یکی بیجواب ماند، بولت ناقص است. «چرا» را طوری بنویسید که کارشناس منابع انسانی بدون دانش فنی هم بفهمد و «چطور» را آنقدر دقیق که مصاحبهگر متخصص قانع شود.
وظیفه با دستاورد فرق دارد. وظیفه همان چیزی است که در شرح شغل آمده و هر کس دیگری هم در آن سمت انجامش میداد. دستاورد چیزی است که به خاطر شما اتفاق افتاد یا بهتر شد. رزومهای که فقط وظیفه دارد، شرح شغل است و از خود شما چیزی نمیگوید.
در فارسی بولت را با اسم مصدر شروع کنید، مثل «طراحی…»، «راهاندازی…» یا «کاهش…»، نه با «مسئول… بودم» یا «انجام امور…». در انگلیسی فعل گذشتهٔ معلوم مثل Led، Built یا Reduced جای Responsible for و Worked on را میگیرد. هر بولت یک تا دو خط و بدون نقطهٔ پایانی باشد و در یک شغل، دو بولت را با یک فعل شروع نکنید.
در نمونههای زیر، بولت ضعیف با همین فرمول بازنویسی شده است:
- آزمون «چرا». نمونهٔ ضعیف: «بازطراحی فرم ثبتنام سایت» / نمونهٔ بهتر: «بازطراحی فرم ثبتنام سایت و کاهش مراحل آن از پنج به دو مرحله برای بالا بردن نرخ تکمیل ثبتنام»
- آزمون «چطور». نمونهٔ ضعیف: «بهبود رضایت مشتریان» / نمونهٔ بهتر: «راهاندازی تماس تلفنی پیگیری ۴۸ ساعت پس از تحویل سفارش و کاهش شکایتهای تکراری مشتریان»
- از وظیفه به دستاورد. نمونهٔ ضعیف: «پاسخگویی روزانه به تماسهای مشتریان» / نمونهٔ بهتر: «تهیهٔ بانک پاسخ برای ۲۰ سؤال پرتکرار مشتریان و کوتاه کردن زمان پاسخگویی تیم پشتیبانی»
- پرستاری. نمونهٔ ضعیف: «مسئول دارودهی بیماران بخش بودم» / نمونهٔ بهتر: «اجرای کنترل دوبارهٔ داروها در شیفت شب بخش داخلی ۳۰ تخته و کاهش خطاهای ثبت دارو»
- فروش. نمونهٔ ضعیف: «انجام امور فروش و پیگیری مشتریان» / نمونهٔ بهتر: «جذب ۱۸ مشتری سازمانی جدید از صنایع غذایی در یک سال، از راه تماس هدفمند و جلسهٔ حضوری با مدیران خرید»
- طراحی گرافیک. نمونهٔ ضعیف: «طراحی پست برای اینستاگرام» / نمونهٔ بهتر: «طراحی قالبهای بصری برند برای شبکههای اجتماعی و کاهش زمان آمادهسازی هر پست از یک روز به دو ساعت»
- برنامهنویسی. نمونهٔ ضعیف: «استفاده از Replication و ایندکسگذاری» / نمونهٔ بهتر: «طراحی پایگاه دادهٔ تراکنشهای پرحجم در PostgreSQL با Replication، ایندکسگذاری و Materialized View برای سریعتر شدن گزارشگیری»
- حسابداری، در رزومهٔ انگلیسی. نمونهٔ ضعیف: «Responsible for monthly reports» / نمونهٔ بهتر: «Automated monthly sales reports with Excel and Power Query, cutting preparation time from two days to three hours»